آمار مطالب

کل مطالب : 73
کل نظرات : 7

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 1
باردید دیروز : 1
بازدید هفته : 18
بازدید ماه : 65
بازدید سال : 270
بازدید کلی : 270
نویسنده : sabk-zendegi
تاریخ : سه‌شنبه 05 آذر 1392
نظرات 0
داشتم پوتین هاش رو در می‌آوردم که بیدار شد.

ساعت ده ، یازده شب بود که اومد خونه، حتی لای موهاش هم پر از شن بود.
سفره رو انداختم تا شام بخوریم، گفتم: تا شما شروع کنی ، من میرم لیلا رو بخوابونم
گفت: نه! صبر می‌کنم تا بیای با هم شام بخوریم ...
 ... وقتی برگشتم دیدم پوتین به پا خوابش برده
داشتم پوتین هاش رو در می‌آوردم که بیدار شد. گفت: داری چیکار می‌کنی؟ می خوای شرمنده‌ام کنی؟
گفتم نه! آخه خسته ای، سر سفره نشست و گفت: تازه می‌خوام با هم شام بخوریم ...

 

2117_sunnah.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع  : http://www.islamiclife.ir


تعداد بازدید از این مطلب: 235
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


شکر گذار خداوند هستم از اینکه فرصتی برایم مهیا شد تا با ایجاد وبلاگ سبک زندگی اسلامی تلاش خود را در جهت اجرای قوانین اسلامی در زندگی تبلیغ کنم. امیدوارم خداوند نیز از این کارم خشنود شود. و این جمله از قول مقام معظم رهبری پایان بخش سخنان من : ((سبک زندگی بخش اصلی و حقیقی " تمدن سازی نوین اسلامی" را تشکیل می دهد.))


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران